تولد دوستم راتین که رفته بودم.......
این عکسارو دایی محمد ازت گرفته ولی متاسفانه عکسی با راتین نداری چون آقا راتین گل شب تولدش گریه میکرد و بغل باباش بود فکر کنم از شلوغی خیلی خوشش نمیومد وقتی هم میخواست شمعای کیکشو فوت کنه حالش بهتر شده بود همه ی بچه ها هم دورش بودن ولی دوباره متاسفانه این بار شما گریه کردی و نرفتی پیششون این شد که فقط عکس خودتو دارم..... ...
نویسنده :
مامان فهیمه
17:17











